به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، سیدمحسن آل بتول، عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) در نشستی با عنوان «چندگانگی فرهنگی در اروپای امروز؛ مورد پژوهشی مرکز اسلامی امام علی (ع) هامبورگ» که روز یکشنبه ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵ به همت گروه مطالعات تطبیقی ادیان پژوهشکده بینالمللی عروهالوثقی در قم برگزار شد، با تشریح روند تاریخی شکلگیری چندگانگی فرهنگی در اروپا، به ویژه آلمان، گفت: مهاجرتهای گسترده پس از جنگ جهانی دوم، ساختار اجتماعی و دینی این کشور را به گونهای دگرگون کرده که امروز بدون فهم پدیده «مالتیکالچرالیسم» نمیتوان تحولات آن را تحلیل کرد.
وی با اشاره به نیاز آلمان به نیروی کار پس از جنگ جهانی دوم اظهار کرد: آلمانِ پس از جنگ، برای بازسازی زیرساختهای ویرانشده خود به نیروی کار فراوان نیاز داشت و به همین دلیل با کشورهایی مانند ترکیه، مراکش و الجزایر قراردادهایی امضا کرد تا کارگر به این کشور اعزام کنند.
به گفته او، این کارگران که در ادبیات آلمانی «گاستآربایتر» یا «کارگران مهمان» خوانده میشدند، در ابتدا قرار نبود اقامت دائم داشته باشند و تصور بر این بود که چند سال کار میکنند و سپس به کشور خود بازمیگردند.
آل بتول افزود: در آن دوره، برای دولت آلمان دین، فرهنگ، تحصیلات یا ویژگیهای خانوادگی این مهاجران چندان اهمیتی نداشت و آنچه ملاک بود، سلامت جسمی و توانایی کار بود. با این حال، بر خلاف تصور اولیه، بخش بزرگی از این مهاجران در آلمان ماندگار شدند و همین امر به تدریج زمینهساز شکلگیری جامعهای متنوع از نظر قومی، فرهنگی و دینی شد.
این استاد دانشگاه با تعریف چندگانگی فرهنگی گفت: در این گفتمان، تنوع فرهنگی نه تهدید، بلکه ظرفیت اجتماعی تلقی میشود و تلاش بر آن است که خردهفرهنگها در کنار یکدیگر، بدون حذف کامل هویت خود، در ساختن یک کلیت اجتماعی مشارکت کنند.
وی برای توضیح این مفهوم، به دو تشبیه رایج اشاره کرد؛ نخست «موزاییک فرهنگی» که در آن هر جزء، هویت مستقل خود را حفظ میکند، و دوم «ظرف سالاد» که بر نوعی درهمآمیختگی و شکلگیری هویتی تازه دلالت دارد.
به گفته او، در مقابل این دو، الگوی «دیگ هفتجوش» قرار دارد که به همسانسازی فرهنگی و هضم شدن فرهنگهای مهاجر در فرهنگ میزبان میانجامد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) تصریح کرد: جامعه آلمان در آغاز بیشتر به الگوی «فرهنگ پیشرو» یا برتری فرهنگ آلمانی گرایش داشت؛ الگویی که بر اساس آن، مهاجران باید زبان آلمانی میآموختند، آداب و رسوم جامعه میزبان را میپذیرفتند و تا حد ممکن در فرهنگ غالب هضم میشدند.
آل بتول افزود: اما متفکران و سیاستگذاران آلمانی، به ویژه از دهه ۱۹۸۰ به بعد، به این نتیجه رسیدند که نمیتوان با چنین نگاهی جامعه متکثر جدید را اداره کرد و ناچار باید به سمت پذیرش تنوع فرهنگی حرکت کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت جمعیتی آلمان گفت: به گفته نهادهای آماری این کشور، آلمان با حدود ۸۳ میلیون نفر جمعیت، دومین کشور پرجمعیت اروپا به شمار میرود و بر اساس آمار سال ۲۰۲۰، حدود ۲۰ درصد ساکنان آن را اتباع خارجی تشکیل میدهند.
وی افزود: اگر افرادی را هم که در سالهای گذشته تابعیت آلمانی گرفتهاند در نظر بگیریم، بیش از ۴۰ درصد جمعیت این کشور دارای سابقه مهاجرت هستند. به گفته او، رشد منفی جمعیت بومی آلمان از دهه ۱۹۷۰ تاکنون نیز باعث شده است که این کشور بیش از پیش به جذب مهاجر و پناهجو نیازمند باشد.
آل بتول با اشاره به وضعیت دینی آلمان اظهار کرد: بنابر آمارها، بیش از شش میلیون مسلمان در این کشور زندگی میکنند و از این میان، حدود یک پنجم تا یک ششم را شیعیان تشکیل میدهند.
وی همچنین با اشاره به برخی نظرسنجیها و آمارهای منتشرشده در آلمان گفت: برای نخستین بار در سال ۲۰۲۳، جمعیت غیرمسیحی از جمعیت مسیحی پیشی گرفته و درصد قابل توجهی از مردم این کشور نیز خود را بیدین معرفی کردهاند. او این وضعیت را نشانهای از دگرگونی عمیق فضای دینی و فرهنگی آلمان دانست.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) در ادامه با تمرکز بر روند رشد جمعیت مسلمانان گفت: بر پایه آمارهای رسمی، حدود نیمی از مسلمانان آلمان زیر ۲۵ سال سن دارند و درصد بالایی از کودکان زیر پنج سال این کشور نیز از خانوادههای مسلمان هستند.
آل بتول این روند را از منظر آیندهپژوهی بسیار مهم دانست و افزود: چنین تغییراتی تنها به آلمان محدود نیست و در کشورهایی مانند فرانسه، انگلستان و بلژیک نیز میتوان نشانههای مشابهی را مشاهده کرد.
این پژوهشگر حوزه دین و اجتماع، در ادامه به گسترش نهادهای اسلامی در آلمان اشاره کرد و گفت: بر اساس آمارهای مطرحشده در این نشست، ۲۷۰۰ مرکز اسلامی ثبت شده در آلمان فعالاند که بخشی از آنها متعلق به شیعیان است.
وی افزود: در چنین بستری، بررسی کارکرد مراکز اسلامی در محیطی با این سطح از تنوع فرهنگی و دینی، اهمیتی مضاعف پیدا میکند.
آل بتول در عین حال تأکید کرد که چندگانگی فرهنگی فقط به معنای زیبایی و تنوع نیست، بلکه چالشهایی نیز برای دولتها ایجاد میکند.
وی گفت: آلمان از یک سو به دلیل بحران جمعیت و کمبود نیروی کار، ناگزیر از پذیرش مهاجران است و از سوی دیگر باید تعارضهای ناشی از تفاوتهای فرهنگی، دینی و اجتماعی را مدیریت کند.
به گفته او، دولت آلمان به این جمعبندی رسیده که صرف حضور مهاجران کافی نیست و باید برای آنان «احساس وطن» ایجاد کرد؛ به همین دلیل، سیاستهایی مانند تسهیل اعطای اقامت و تابعیت، آموزش زبان و دورههای همگرایی اجتماعی با جدیت دنبال میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) با اشاره به بحران پناهجویان در سال ۲۰۱۵ و ورود گسترده آوارگان، به ویژه از سوریه، گفت: آلمان از این موج مهاجرتی نه فقط به عنوان یک مسئله انسانی، بلکه به عنوان فرصتی برای جبران کمبود جمعیت و نیروی کار نیز استفاده کرد.

وی افزود: در همین چارچوب، دولت و نهادهای رسمی برای آموزش زبان و قوانین آلمان به پناهجویان سرمایهگذاری قابل توجهی انجام دادند تا مهاجران هرچه زودتر در جامعه ادغام شوند.
آل بتول همچنین با اشاره به تجربه زیسته خود در آلمان و فعالیتهای مرکز اسلامی امام علی (ع) هامبورگ گفت: در شهری مانند هامبورگ، به دلیل جمعیت قابل توجه مسلمانان، دولت حتی برای امامان جماعت نیز دورههای زبان و آشنایی با فرهنگ آلمانی برگزار میکند تا ارتباط آنها با جامعه گستردهتر تسهیل شود.
استاد دانشگاه ادامه داد: این دورهها تنها محدود به زبان نیست، بلکه بازدید از کلیساها، مدارس، مهدکودکها، موزهها و مراکز مشاوره تخصصی را نیز در بر میگیرد تا روحانیون و فعالان دینی با ساختار اجتماعی و خدمات عمومی آلمان آشنا شوند.
وی در همین زمینه، از وجود مراکز متعدد مشاوره تخصصی برای کودکان، کارگران، سالمندان و مسائل تحصیلی در آلمان سخن گفت و افزود: یکی از مهمترین مشکلاتی که در بسیاری از این مراکز مطرح میشود، مسئله «تنهایی» است؛ معضلی که به گفته او در جامعه آلمان، به ویژه در شهرهای بزرگی چون هامبورگ، بسیار پررنگ است و ابعاد اجتماعی و روانی گستردهای دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) با اشاره به فضای گفتگوی ادیان در هامبورگ عنوان کرد: در این شهر، شوراهایی برای گفتگوی بین دینی شکل گرفته و نمایندگان ادیان و مذاهب مختلف در آن حضور دارند.
به گفته او، این تجربهها نشان میدهد که مراکز اسلامی در غرب، بر خلاف بسیاری از مراکز دینی در جوامع یکدستتر، ناگزیرند در فضایی چندلایه و مبتنی بر گفتگو، تعامل و کنش اجتماعی فعالیت کنند.
آل بتول در عین حال تأکید کرد که چندگانگی فرهنگی در آلمان در سطح هنجاری هنوز با محدودیتها و تبعیضهایی همراه است.
وی گفت: اگرچه در سطح توصیفی، شهرهایی مانند هامبورگ به وضوح چندفرهنگیاند، اما در سطح سیاستگذاری رسمی، هنوز زبان آلمانی زبان مسلط و تعیینکننده است و حمایتهای دولتی از اقلیتها نیز یکسان نیست.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) گفت که حمایت از برخی گروهها و اقلیتها با آنچه در قبال مسلمانان صورت میگیرد، تفاوت معناداری دارد و مسلمانان غالباً تنها از حق فعالیت برخوردارند، نه از سطحی برابر از حمایت نهادی و مالی.
آل بتول در زمینه تفاوت محسوس در حمایت دولت از اقلیتها توضیح داد: حمایت از همجنسگرایان و فمینیستها شامل بودجه، معافیت مالیاتی و تبلیغات رسمی است، در حالی که به مراکز اسلامی تنها حق حیات (اجازه فعالیت بدون حمایت مالی) داده میشود. شهرداری هامبورگ برای جشن همجنسگرایان مکان و بودجه فراهم میکند، اما چنین حمایتی برای مناسبتهای اسلامی وجود ندارد.
وی با اشاره به نظریه «پارادوکس ادغام» اثر المفعلانی یک جامعهشناس سوریتبار مقیم آلمان، توضیح داد که بروز تعارضها و مطالبهگری در جوامع مهاجرپذیر، لزوماً نشانه شکست نیست، بلکه میتواند علامت پیشرفت روند به رسمیت شناختن دیگری باشد.
به گفته آل بتول، نسل اول مهاجران معمولاً تنها در پی امنیت و معیشتاند، نسل دوم به حاشیه امن جامعه میزبان نزدیک میشود و نسل سوم، خود را ذیحق در مشارکت سیاسی و اجتماعی میداند و خواهان نقشآفرینی در تصمیمسازیهاست.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع) در همین زمینه گفت: نسل سوم مسلمانان در آلمان، دیگر صرفاً خود را مهاجر نمیبیند، بلکه آلمان را وطن خود میداند و برای آینده آن احساس مسئولیت میکند.
به گفته وی، این نسل در پی حضور در احزاب، پارلمانها، نهادهای مدنی و عرصههای تصمیمگیری است و همین مسئله، افق تازهای پیش روی مراکز اسلامی و نهادهای دینی در غرب قرار داده است.
آل بتول با تأکید بر ضرورت تربیت نیروهای بومی برای فعالیت دینی و فرهنگی در غرب، تصریح کرد: تجربه نشان میدهد که تبلیغ دینی در جوامع غربی، بیش از هر چیز به نیروهایی نیاز دارد که بومی همان فضا باشند، زبان و فرهنگ آن را بشناسند و بتوانند با نسلهای جدید مسلمان ارتباط مؤثر برقرار کنند.
وی تاکید کرد: مراکز اسلامی اگر بخواهند در فضای چندفرهنگی اروپا اثرگذار باشند، باید از الگوی صرفاً سنتی فاصله بگیرند و به سمت تربیت نیروی بومی، گفتگو با جامعه و حضور فعال در مسائل اجتماعی حرکت کنند.











نظر شما